سکوت کن ; شعری ماندگار با صدای گرم ایرج جنتی عطایی

فوریه 27, 2009 at 6:36 ب.ظ (ادبی, موزیک) ()

سکوت کن

سکوت کن !

سکوت کن

به یادِ آنکه :

در سپیده جان سپرد/

سکوت کن

سکوت کن

به یاد آنکه :

با امید خلق

مرد/

سکوت کن

به یاد خشمِ آن شهید سربلند/

سکوت کن

به یادِ آنکه :

عاشقانه

زخم خورد/

تو از

سکوت

اگر

به خشم می رسی

سکوت کن

ایرج جنتی عطایی         بهار 56

پیوند پایدار 2 دیدگاه

چادرت را پاره کن ای دخت شیر

دسامبر 26, 2008 at 11:19 ق.ظ (ادبی)

ای زن ایرانی ای مادینه شیر/
آه ای  بانوی  شرقی  و  دلیر/
ای رخت  در پشت تاریکی اسیر/
چادرت را پاره کن ای دخت شیر/

این حجاب میراث قوم تازی است/
بهر ایرانی  اسارت  سازی  است
/
ای زن از تازی تو میراثی مگیر/
چادرت را پاره کن ای دخت شیر/

در پی نور امیدی تازه شو/
با سرود تازه پر آوازه شو/
پنجه  در  چنگال  اهریمن  بگیر/
چادرت را پاره کن ای دخت شیر/

از حریق  آتش  دشمن  مترس/
روی بگشا و زاهریمن مترس/
روی  تو  گلخانه ی سرخ   حریر/
چادرت را پاره کن ای دخت شیر/

دخت ایرانی کجـا و روسری؟/
این خجالت چادرواین توسری/
بند بگشا زین  اسارت  ای  دلیر/
چادرت راپاره کن ای دخت شیر/

روز روباهان شبی پایان رسد/
گرگها را نیز زمان آسان رسد/
شیر باش و رهبر دشت و کویر/
چادرت را پاره کن ای دخت شیر/

بنگر  ای  بانو  به  تاریخ  وطن/
گوهری بودی دراین دشت ودمن/
حال  افتادی  به این  روز حقیر/
چادرت راپاره کن ای دخت شیر/

جای تو بر چشم و جان میهنم/
بی تو  عریانم  توئی  پیراهنم/
از زمین برخیز و اینک بال گیر/
چادرت را پاره کن ای دخت شیر/

پیوند پایدار 4 دیدگاه